| بزنم به تخته. |
عجب دوران خوشی... بزنم به تخته. ساعت 11 توی دانشگاه دور هم جمع شدیم تا برای چاپ یه ویژه نامه برای 16 آذر "زور بزنیم". من بودم و مدیر اجرایی و صفحه آرا و اعضای ویژه (یعنی خانوما) با تحمل پیام های بازرگانی دانشجویان توی سالن که هی سرک می کشیدن و هی می اومدن تو کلاس و صندلی می بردند شروع کردیم به همهمه کردن. و تونستیم سر جمع با اندازه یک سوم وقتمون رو درباره "اصل مطلب" زور بزنیم! قرار شد اسمش مثل پارسال "هم اتاقی" و قالبش هم مثل همون یعنی 8 برگ آ-پنج باشه و دوخت با نخ ( مثل پارسال ) ( اینم بگم که پارسال دوستان پشتیبانی ما حدود 500 نسخه رو با نخ به جای منگنه "منگنه کردند" راستی امسال خیلی دوست دارم برای دومین بار برم راهیان نور... دعا کنید مشکلم برطرف شه تا بتونم برم پ-ن: عکس رو فردا سعی می کنم تو ویرایش همین پست بزنم. عجب دوران خوشی... دانشجویی و متاهلی و خونه داری و بچه داری... |
| دوشنبه ٤ آذر ،۱۳۸٧ - عنصر معلوم الحال | لینک | پيام هاي ديگران () | |
| یک شعر قشنگ، یک وبلاگ خاک خورده |
داشتم تو کامنت ها دور میزدم... رسیدم به شعر بهترین شاعر دانشگاهمون خانوم «میترا» : |
| دوشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٧ - عنصر معلوم الحال | لینک | پيام هاي ديگران () | |
| جشن امسال هم واره ! |
نتیجه اخلاقی: اگه خودتون از داخل پست فهمیدین که هیچ. ولی اگه آی کیوتون زیر ۵۰ بود بهتره دوباره بگم که من دست تنها این وبلاگ رو می نویسم ولی از هیئت همراه مجله ظنز ماندگار هم الهام می گیریم.
|
| یکشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٦ - عنصر معلوم الحال | لینک | پيام هاي ديگران () | |
| به مناسبت کشف ماندگار توسط گل آقا ! |
آدم وقتی مهم میشه هی میان سراغش، هی میان سراغش، هی میان سراغش. بابا بذارین درسمونو بخونیم! بذارین با خیالت راحت ترم مون رو با مشروطی بگذرونیم دیگه! یکی بیاد سر منو بخارونه... یکی بیاد بهم بگه این بچه های ماندگار دارن چیکار می کنن که چند وقته هیچ خبری ازشون نیست! یکی بیاد به همه بگه که بابا به خدا هرشماره ماندگار با اینکه به اندازه مجله های بیرون روش قیمت زدیم باز هم کمیاب میشه... اونم کی ؟!!! بعد از روز دوم فروش! بابا ما شماره پیشمون رو با نخ منگنه کردیم نکته اخلاقی: هیچ وقت در زندگیتان به امید امکانات دانشگاه نشریه چاپ نکنید! نکته غیر اخلاقی: آخرم خفتمون کردند یقه مون رو چسبیدن که نشریه طنز چاپ می کنین؟!! ما هم شما رو تویگلآقا تابلو میکنیــــم. اینجا ما رو تابلو کردن. بعضیا میگن اینجوری معروف شدیم... . شدیم؟ نکته انحرافی: این دوستان هم نشریه ای ما چند وقته پیداشون نیست. استرس دارم.. نکنه... |
| دوشنبه ٢۳ مهر ،۱۳۸٦ - عنصر معلوم الحال | لینک | پيام هاي ديگران () | |
| ! salam msg |
Vaghti zabane neveshtane goshit ro chini entekhab koni mitoni be rahati be on zaban benevisi, chon khode goshi ye dictioenery dare ke komaket mikone. P-n1: hade aghal hosh baraye in amal 50% hast. P-n2: eyd ham mobaraK ! |
| پنجشنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸٦ - عنصر معلوم الحال | لینک | پيام هاي ديگران () | |
| اینجا کجاست دیگه بابا ؟ |
|
________________ تابلوی گفتمان |
| مطالب پیشین |
| PNU LOGO |
| عكس اتفاقي |
( چیه؟ نباید می نوشتم "منگنه کردند"! خوب خودتون زور بزنین ببینین
چی میشه جاش گذاشت که درست در بیاد؟!!! ) راستی دانشگاه ما بزرگتر شده... میشه توش بدو بدو هم کرد. ولی عیبش اینه که نمیشه مثل قدیما با ماشین مثل... آدمای محترم سرتو بندازی و بری تو محوطه اش! سالن دار شدیم... ژتون هامون رو هم هنوز فله ای میدن... یه عکس هم دارم از غذا گرفتن دانشجویان محترم از در پشتی سلف سرویسمون که دیدنش رو حتما توصیه می کنم.
مشغله کاری تنها چیزی نیست که اجازه به روز کردن وبلاگ رو به من نمیده. راستشو بخواهین ( آخه شما کی از ما راستشو خواستین که این بار دومتون باشه!؟) اینترنت دانشگاه ما رو مدار عشقی می چرخه! یعنی هر وقت بخواد سرعت بالا میشه، سرعت پایین میشه، قطع میشه، وصل میشه... ولی ما زبل تر از این حرفاییم ! چون قدم به قدم گشتنمون تو نت همراه با save کردن! همراهه
جدا از این حرفا مدیر مسئول تنها طنز دانشگاه یعنی ماندگار نماینده مدیران مسئول نشریات دانشگاه شده و یه ضرب المثل چینی میگه با یک دست نمیشه دو تا هندونه برداشت!
و چون هندونه های شخص مذکور یکی دوتا نیست و بیشتر هست، وب نوشتن توشون گم میشه... درس و امتحان های میان ترم که به لطف اساتید خوب دانشگاهمون پشت سر هم گرفته میشه هم در جای خودش حسابی وقت گیر و استحلاک زاست!
پس اگه می بینید هر چند هفته وبلاگ به روز میشه بی خودی به ما بد و بیراه و ... تحویل ندین و برچسب تازه کار بودن رو به ما نچسبونین. خداییش کسانی که سرشون توی طنز و مجله دانشجویی هست وقتی کار ما رو دیدند حسابی تشویقمون کردند تا حتما کارمون رو به بهترین کیفیت و کمیت ادامه بدیم. نکته: شما به این نشریه ستون آزاد نگاه نکنید که فرت و فرت شماره های باحال میده بیرون و تیراژش خیلی بالاست... اونا خربزه ای خوردند به این هوا
و پای لرزش هم نشستن ! دمشون گرم. ما هم می تونیم مثل اونا باشیم ولی خوب نظر ما اینه که درس رو در اولویت اول قرار بدیم و بعد به چیزای دیگه بپردازیم. واسه خاطر همینه که هر ترم یه شماره ۳۰ صفحه ای توپ داریم که تمام نسخه هاش بعد از ۴ روز نایاب میشه. توی جشنواره نشریات دانشجویی پارسال هم غرفه ما جالب و دیدنی و پر طرفدار بود. البته غرفه شیراز بهترین بود ولی جاش خیلی بد بود ( گوشه نمایشگاه) و غرفه مشهد هم که تو قلب نمایشگاه بود ولی عمرا به پای شیراز نمی رسید. بچه های کرمان هم خیلی عالی کار می کردند چون روبروی غرفه ما بودند. خاطره خوبی بود که امسال هم اوایل اسفند ماه قراره توی اصفهان برگزار بشه. این خبر رو طی یک بخشنامه که به دستم رسید، فهمیدم. ما امسال می خواهیم جشنواره رو ببریم هوا و بترکونیم. چون خیلی آدمای باحالی هستیم.
یعنی به جای منگنه نخ کردیم. یا نه! به جای منگنه از نخ سوزن استفاده کردیم ( باور کن!
) یکی بیاد منو از برق بکشه... یکی بیاد بابا........ 

